تبليغاتX
خاطرات یک تنها - خيلي سخته
خاطرات
خيلي سخته که بخواي با آب خوردن بغضت رو بفرستي پايين ، اما يه دفعه اشک از چشات جاري بشه ... خيلي سخته که وقتي که رفتي تا با پول تو جيبي چند ماهت براي تولدش کادو بخري با يکي ديگه ببينيش

--------------------------------------------------------------------------------------------

بازي روزگار را نمي فهمم! من تو را دوست مي دارم. تو ديگري را..... ديگري مرا..... و همه ما تنهاييم

امیدوارم یه روز همه به عشقشون برسن

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 اردیبهشت1386ساعت 1:27  توسط هیچکس |